ابن الكلبي
41
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
حيره نموده است و معاصرينش مورد شك و ترديد قرار مىدادند و انتقاد تندى از آنها مىكردند ، تأكيد و تأييد مىنمايد . عقيدهء ديني هشام هشام مانند پدر خويش متشيع شناخته مىشد . وى محضر امام جعفر صادق را درك كرده و از آن حضرت كسب فيض و دانش نموده و ظاهرا صاحب سر و از نزديكان و مقربان امام بشمار مىرفته است . تقى الدين حسن ، پسر على ، پسر داود حلى ، در كتاب الرجال از قول هشام مىنويسد كه او گفت : « بيمار شدم و در اثر بيمارى هر چه مىدانستم فراموشم شد . نزد جعفر بن محمد رفتم و نزد حضرتش بنشستم و آن حضرت دانش را در كاسهاى به من نوشانيد و علمم باز آمد و فراموشى و نسيان از ميان رفت . » [ 10 ] سمعانى در انساب و ابن اثير در تهذيب الأنساب او را متمايل به تشيع مىدانند . ابى فلاح عبد الحي پسر عماد حنبلي در شذرات الذهب بنقل صاحب العبر او را به رفض و غلو در تشيع متهم ساخته است ، و از اينرو وى را متروك الحديث مىخواند . أصولا متقدمين « اهل حديث » - چنان كه باز نموده شد - غالب اصحاب مغازي و اخباريون و ارباب سير را شيعه مىدانستند و بر اين حكم بار است قول شاذكانى
--> [ 10 ] عبارت صاحب رجال ، ابن داود ، چنين است : « هشام بن محمد بن السائب ، ابو المنذر ، الناسب ، الفاضل ، قال : مرضت فنسيت علمي ، فجلست إلى جعفر بن محمد . فسقاني العلم في كأس فعاد إلى علمي . و كان ابو عبد الله عليه السلام يقربه و يدنيه و يباسطه » ظاهرا منظور از عبارت « دانش را در كاسهاى به من نوشانيد » اين است كه آن حضرت او را از جام خود آب خورانيده است . رجوع كنيد به رجال ابن داود ، چاپ تهران ، چاپخانهء دانشگاه ، سال 1342 هجري شمسى ، صفحات 69 - 368 .